خرید بک لینک

سلام

جایی مهمونی ، دور همی دعوت بودیم

مهمانی

بعد از احوال پرسی با اقوام سر میز که نشستیم هر کس از یه جایی بحث میکرد

بحث رسید به مهمونی ، گفتم من که پول این کارو ندارم ولی داشتم هم عمرا این مدل مهمونی می‌گرفتم

تعجب کردن ، و من شروع کار کردم به بیان دادن و تر حجم هزینه ای که شده بود گفتم و عدم حس صمیمیت و ...

یکی از مسن تر ها گفت : قدیم مهمونی هایی داشتیم به اسم مهمونی آش دوغ

همه فامیل و در همسایه جمع میشدن با بگو بخند و صفا و صمیمیت آش دوغ میخوردن

یا شب نشینی هایی که وسیله پذیرایی نخودچی کشمش بود تخمه آفتابگردان

الان مدرنیته و مهمونی تو تالار و رستوران همه چی رو خراب کرده

فاصله انداخته بین اقوام

کاش کم کم برگردیم به اون دوران که همه دور هم جمع بشن

به امید صفا و صمیمیت بیشتر

برچسب: نویسنده: محمد سلطانی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 20:38

صفحه بندی